باب تنگل

فرهنگی ادبی هنری

تقدیم به پیرمردان اواره ی افغان
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٧ 

          یکی از سوالاتی که معمولا در ذهن انسان نقش می بندد  این است که من تا چه اندازه برای جامعه و میهن خود مفیدم ؟ هر کس به فراخور سعی و تلاشش برای این پرسش بنیادین پاسخی دارد .من هم دونفررامیشناسم که بااطمینان برای این پرسش جواب شایسته ای دارند .

          هر روز صبح که برای شروع کار روزانه ام به مدرسه می روم درست در نزدیکی مدرسه چشمم به دونفر کارگرشهرداری می افتد که بلوار مشرف به مدرسه را جارو زده اند و درست وقتی که من می خواهم کار روزانه ام را اغاز کنم انها ساعتها است که کارشان را شروع کرده اند . دو پیرمرد زحمتکش افغان که از فرسنگها دورتر به خاطر جنگ و نا امنی مجبورند خیابانهای میهن من را جارو بزنند . خدای نکرده قصدم توهین به قشر زحمتکش کارگران شهرداری نیست که ارزش کار انان بر هیچ کسی پوشیده نیست . اما این دو پیرمرد ریش سفید امروزه باید در میهن خود و در شهرودیار خویش در صدر نشینند و قدر بینند. براستی چقدر این مردمان نجیبند . درست نیست اشتباهات گروه انگشت شماری از این طایفه را به حساب همه انها بگذاریم و خدای ناکرده رفتار ناشایستی با انها داشته باشیم. ای کاش افغانستان هم روی ارامش ببیند تا این مردمان با فراغ بال و ارامش خیال به میهن خویش بازگردند اما تازمانی که درمیهن ما درپی کسب روزی حلالند به انان به عنوان یک اواره هم زبان احترام بگذاریم چون خدای ناکرده چنین سرنوشتی در انتظار هر انسانی است .

        خلاصه وقتی از این دو پیرمرد خواهش کردم در کنار هم بایستند تا از انان عکس بگیرم با خوشحالی پذیرفتند اما حالا که به تصویر انها نگاه می کنم به جز اندوه چیزی در چهره انان نمی بینم پس ان خوشحالی چه شد ؟ راستی چگونه باید این تصویر را تفسیر کنم؟  شاید بهتر باشد این مهم را به خوانندگان این یادداشت واگذار کنم .


کلمات کلیدی: